مرتضى راوندى
275
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نصيب سنجر و عراق عرب و غرب ايران سهم محمد گشت . در قلمرو هردو سلطان سلجوقى ، تمايلات گريز از مركز ، ميدان خودنمايى مناسبى يافت . . . حكومت عاليهء سنجر مورد قبول بود ، بدينسبب ، سلطان سنجر مىتوانست غالبا در امور داخلى ماوراء النهر مداخله كند . يكى از عواقب اين مداخلات ، تصادم بدفرجام دولت سنجرى بود با قوم چادرنشين تازهاى به نام قرهختايى كه در مرزهاى آسياى ميانه ظاهر شده بودند . اين چادر - نشينان كه اصلا مغول بودند از شمال چين رانده شده و در 522 ه . در نواحى شرقى تركستان دولت بزرگى تشكيل داده بودند . سنجر به خواهش خان سمرقند كه از قرهخانيان بود ، لشكر عظيمى به يارى او فرستاد . در نبرد سختى كه درگرفت ، سنجر شكست خورد و سى هزار تلفات داد و ماوراء النهر از دست سلجوقيان بدر شد و حيثيت و اعتبار سنجر به باد رفت و اميران تابع او يكى بعد از ديگرى ، استقلال خود را اعلام كردند . چنان كه گفتيم سياست مركزيتطلبى سلاطين و همكارى آنها با مأمورين عاليمقام ايرانى ، رشتهء علايق ديرين را در بين سلالهء سلجوقى قطع كرد . دستگاه ادارى بلخ سعى داشت رسوم مالياتى نواحى اسكان يافته را در ميان غزان به كار بندد ، و اين كار موجب مقاومت مسلحانهء غزان شده بود . غزان بلخ را مجبور كرده بودند سالى بيست و چهار هزار گوسفند به مطبخ سلطان تحويل دهند . ستمگرى و رشوهخوارى مأمورين منجر به قيام عمومى قبايل غز شد و در آن جريان سنجر اسير گرديد . غزان چنان كه گفتيم به طرز وحشتناكى خراسان را غارت كردند . آتسز خوارزمشاه اعلام استقلال كرد . سنجر پس از رهايى از اسارت مرد ، و جنگهاى دامنهدار فئودالى آغاز شد و دامنهء آن سى سال به طول انجاميد و سرانجام پيروزى نصيب تكش خوارزمشاه گرديد . » « 138 » اتابكان چنان كه قبلا گفتيم ، « سلجوقيان از آغاز زمامدارى ، سرزمينهاى مفتوحهاى را به نام « اقطاع » به بزرگترين نمايندگان اعيان چادرنشين ترك ، كه قدرت نظامى و جنگى داشتند ، واگذار مىكردند و اينان معمولا پس از استقرار در حوزهء فرمانروايى خود ، حتى الامكان سعى مىكردند با استقلال حكومت كنند ، و اگر بتوانند از فرستادن باج و خراج سرباز زنند . در نتيجهء همين سياست سلجوقيان ، اتابكنشينهايى در آذربايجان ، فارس ، و لرستان به وجود آمد كه كمابيش استقلال داشتند . سرزمين كوهستانى غور ، در خاور هرات ، در زمان حيات سنجر ، مستقل شد و سلسلهء غوريان ( 542 تا 612 ه . ) در آنجا تأسيس شد . سران اين سلسله غزنه را تصرف و ويران كردند و غزنويان را از افغانستان و شمال هندوستان بيرون راندند . خوارزمشاهيان نيز در شمار امراى ممتازى بودند كه در سرزمين متمدن و باستانى خوارزم به قدرت رسيدند و از عهد تكش نفوذ سياسى آنان كاملا نمايان گرديد ( 568 تا 597 ه . )
--> ( 138 ) . همان ، ص 298 به بعد ( به اختصار ) .